skip to main
|
skip to sidebar
خواهر شوهر
نظرات و احساسات خوارشووریٍ من
Sunday, September 7, 2008
بیسوادِ ترشی نخورده
از شیشه بالابر اتومات ماشین بدم میاد: سه تا از انگشتام و خَرد و خمیر کرد، بیسوادِ ترشی نخورده.
پی نوشت:
۱- فکرشو بکن بعد از این همه وقت بیای اینو بنویسی
...
0 comments:
Post a Comment
Newer Post
Older Post
Home
Subscribe to:
Post Comments (Atom)
About Me
The Sister-In-Law
View my complete profile
Blog Archive
►
2009
(24)
►
November
(4)
آناتومیِ من
عمه بیکار و تولد شنتیا
با شما هراسی نیست
از قضا
►
October
(5)
زنگ تفریح سر ظهر
کوچه پس کوچه
اَسراری در اِصرار ...
گالری خالی از باران
همت به سکوت
►
August
(1)
خلاص
►
July
(1)
باهم
►
June
(3)
مناظرات اقایان
انتخابات ریاست جمهوری ایران ۱۳۸۸
فارسی، رفیق من
►
May
(1)
سیگار هایی که نکشیدیم
►
April
(1)
گلوی سرد
►
March
(1)
دلجویی
►
February
(3)
گشاد گشاد خندیدن
خروس زری پیرهن پری
میشه نه
►
January
(4)
خودم و خودم
مداوم
خربزه با بهار
فرار برقرارم نمیکند
▼
2008
(81)
►
December
(1)
دل و دیده
►
November
(3)
مغز گردو
Pause: A Temporary Stop!
**دو میلیون
►
October
(7)
عشا مومنی
خواب
برای گلی
سرطانِ جون- ترسی
ناسور
چاییده گی
دنیای سورئال ما
▼
September
(7)
بخصوص برای سینما
پوسیدگی
دل خور و عصبانی
نسبیت
راه حل
ابشار
بیسوادِ ترشی نخورده
►
August
(6)
اسباب خشکی
المپیک ۲۰۰۸ پکن
صبر و حوصله
عکس های قدیمی و تکنولوژی جدید
شهربازی با بازی های بی پایان
ملحفه های خنک
►
July
(10)
نسبت اعتیاد به ادرار *
ملجوج و هراسیده
►
June
(5)
►
May
(11)
►
April
(15)
►
March
(16)
Labels
از در و دیوار
(34)
افاضات
(20)
توضیح مکررات
(5)
دل تنگی
(9)
دل دلانه
(20)
عمه جون فداکار
(14)
مامان موشی
(5)
نق و نوق
(19)
کابوس و رویا
(9)
0 comments:
Post a Comment